تبليغاتX
عــــاشق رهــــائی

عــــاشق رهــــائی

http://s3.picofile.com/file/7377743759/nwvg62fujg.jpg

حجم فایل: 26,259 KB

مدد زمان:4دقیقه

دانلود کلیپ

[ 16 May 2012 ] [ 11:43 ] [ رها ] [ ]
http://s3.picofile.com/file/7368539458/6oniqixi.jpghttp://s3.picofile.com/file/7368539672/9oq18ylf.jpg

http://s3.picofile.com/file/7368540214/avc_10_1.jpghttp://s3.picofile.com/file/7368540856/avc_11_1.jpg

http://s3.picofile.com/file/7368541177/avc_11_2.jpghttp://s3.picofile.com/file/7368541612/avc_11_3.jpg

http://s3.picofile.com/file/7368541719/avc_12_2.jpghttp://s3.picofile.com/file/7368541826/avc_12_3.jpg

http://s3.picofile.com/file/7368542040/avc_12_4.jpghttp://s3.picofile.com/file/7368542468/zm3b4cel.jpg

http://s3.picofile.com/file/7368542896/avc_12_5.jpghttp://s3.picofile.com/file/7368542903/avc_12_6.jpg

http://s3.picofile.com/file/7368543224/ckw5jnuw.jpghttp://s3.picofile.com/file/7368543866/cnkcqf8c.jpg

http://s3.picofile.com/file/7368543973/fkyg94i1.jpghttp://s3.picofile.com/file/7368544080/m2cr3n76.jpg

http://s3.picofile.com/file/7368544301/m5062nmm.jpghttp://s3.picofile.com/file/7368544515/sydewt4j.jpg

http://s3.picofile.com/file/7368545050/tm7hw7br.jpghttp://s3.picofile.com/file/7368545264/wm9smvzo.jpg

کیفیت ۴۸۰p با حجم تقریبی هر قسمت 160 مگابایت

شماره قسمت های عشق و جزامستقیم ( سرور سایت )hipfileUploadbaz
قسمت 1 دانلود دانلود دانلود
قسمت 2 دانلود دانلود دانلود
قسمت 3 دانلود دانلود دانلود
قسمت 4 دانلود دانلود دانلود
قسمت 5 دانلود دانلود دانلود
قسمت 6 دانلود دانلود دانلود
قسمت 7 دانلود دانلود دانلود
قسمت 8 دانلود دانلود دانلود
قسمت 9 دانلود دانلود دانلود
قسمت 10 دانلود دانلود دانلود
قسمت 11 دانلود دانلود دانلود
قسمت 12 دانلود دانلود دانلود
قسمت 13 دانلود دانلود دانلود
قسمت 14 دانلود دانلود دانلود
قسمت 15 دانلود دانلود  
قسمت 16 دانلود دانلود  
قسمت 17 دانلود دانلود  
قسمت 18 دانلود دانلود  
قسمت 19 دانلود دانلود  
قسمت 20 دانلود دانلود  
قسمت 21 دانلود دانلود  
قسمت 22 دانلود دانلود  
قسمت 23 دانلود دانلود  
قسمت 24 دانلود دانلود  
قسمت 25 دانلود دانلود  
قسمت 26 دانلود دانلود  
قسمت 27 دانلود دانلود  
قسمت 28 دانلود دانلود


 

کیفیت فوق العاده ۷۲۰p با حجم تقریبی هر قسمت 350 مگابایت

شماره قسمت های عشق و جزامستقیم ( سرور سایت )hipfileUploadbaz
قسمت 1 دانلود دانلود دانلود
قسمت 2 دانلود دانلود دانلود
قسمت 3 دانلود دانلود دانلود
قسمت 4 دانلود دانلود دانلود
قسمت 5 دانلود دانلود دانلود
قسمت 6 دانلود دانلود دانلود
قسمت 7 دانلود دانلود دانلود
قسمت 8 دانلود دانلود دانلود
قسمت 9 دانلود دانلود دانلود
قسمت 10 دانلود دانلود دانلود
قسمت 11 دانلود دانلود دانلود
قسمت 12 دانلود دانلود دانلود
قسمت 13 دانلود دانلود دانلود
قسمت 14 دانلود دانلود دانلود
قسمت 15 دانلود دانلود  
قسمت 16 دانلود دانلود  
قسمت 17 دانلود دانلود  
قسمت 18 دانلود دانلود  
قسمت 19 دانلود دانلود  
قسمت 20 دانلود دانلود  
قسمت 21 دانلود دانلود  
قسمت 22 دانلود دانلود  
قسمت 23 دانلود دانلود  
قسمت 24 دانلود دانلود  
قسمت 25 دانلود دانلود  
قسمت 26 دانلود دانلود  
قسمت 27 دانلود دانلود  
قسمت 28 دانلود دانلود


[ 16 May 2012 ] [ 11:42 ] [ رها ] [ ]
رابطه ما انسانها با پدر و مادر !!!
تو ۳ سالگی " مامان ، بابا عاشقتونم"
تو ۱۰ سالگی " ولم کنین "
تو ۱۶ سالگی" مامان و بابا همیشه میرن رو اعصابم"
تو ۱۸ سالگی" باید از این خونه بزنم بیرون"
تو ۲۵ سالگی " حق با شما بود"
تو ۳۰ سالگی "میخوام برم خونه پدر و مادرم "
تو ۵۰ سالگی " نمیخوام پدر و مادرم رو از دست بدم"
تو ۷۰ هفتاد سالگی " من حاضرم همه زندگیم رو بدم تا پدر و مادرم الان اینجا باشن
[ 14 May 2012 ] [ 22:27 ] [ رها ] [ ]
گروهی از دانشمندان آمریکایی کشف کردند گوش چپ که اطلاعات خود را به نیمکره راست مغز ارسال می کند گوش "عشق" است و بنابراین عبارات احساسی را برای درک بهتر باید در این گوش نجوا کرد. به گزارش مهر، مغز انسان به دو نیمکره راست و چپ تقسیم می شود. بخش چپ مغز منطق، توجه به جزئیات، زبان، علم و استراتژیها را نشان می دهد و طرف راست تصورات، اشراق و سیر و سلوک، دید همزمان، تخیلات و احساسات را حاکمیت می کند. هر یک از این بخشهای مغز قسمت مخالف بدن را کنترل می کنند. بنابراین منطقی است که تصور شود یک جمله احساسی اگر مستقیما از طرف چپ بدن ارسال شود سریعتر به مراکز احساسی می رسند. به طور طبیعی چشم راست با زکاوت بیشتری می تواند رنگها را درک کند این درحالی است که بهتر است مادران گونه چپ کودک را ببوسند و یا با دست چپ کودک را در آغوش بگیرند. در حقیقت دانشمندان دانشگاه ساسکس انگلیس در تحقیقات خود نشان دادند که 85 درصد از زنان چپ دست یا راست دست کودک خود را با دست چپ در آغوش می گیرند. به این ترتیب واکنشهای فیزیکی و احساسی کودک مستقیما به طرف راست مغز مادر می رسند. براساس گزارش تایمز، به تازگی گروهی از محققان دانشگاه "سم هاستون" آمریکا با آزمایش هزار و 120 نفر مشاهده کردند که گوش چپ در این افراد "گوش عشق" است. به طوری که 69 درصد از موارد خاطر نشان کردند تمام عبارات شیرین و عاطفی را هنگامی که از راه گوش چپ می شنوند بهتر درک می کنند و تنها 56 درصد از موارد اگر این عبارات را با گوش راست بشوند می توانند عمق آنها را درک کنند

[ 14 May 2012 ] [ 22:26 ] [ رها ] [ ]
اگه وقتی میخنده خوشگل تر میشه.
اگه کفشاش خیلی بهش اومدن.
اگه خطش محشره.
اگه صداش بینظیره
اگه خوب شرایط ِ بحرانی رو کنترل میکنه.
اگه بهتون آرامش میده.
اگه میتونه غافلگیرتون کنه.
اگه دوست دارین سربه سرش بذارید که بهتون بگه دیوونه.
اگه بهش میگید رفتم که نرو گفتنش رو بشنوید
اگه مهربونه
اگه ماهه
اگه خوبه
اگه دست هاشو دوست دارید
بهش بگید...
خب؟
بهش بگید...

[ 14 May 2012 ] [ 22:16 ] [ رها ] [ ]
حتما بخونید :
یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟
.
.
.
.
.
برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند. برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می دانند.

در آن بین ، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند، داستان کوتاهی تعریف کرد:

یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند. آنان وقتی به بالای تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند. یک ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود. شوهر، تفنگ شکاریش را به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود. رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک ترین حرکتی نداشتند. ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد. همان لحظه، مرد زیست شناس فریاد زنان فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت.

داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد. پسر اما پرسید : آیا می دانید آن مرد در لحظه چرا این کار را کرد و چه فریاد می زد؟
بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است!

پسر جواب داد: نه،همه زیست شناسان می دانند ببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهد و یا فرار می کند و آخرین حرف مرد این بود که «عزیزم ، تو بهترین مونسم بودی. از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود.››

قطره های بلورین اشک، صورت پسرک را خیس کرده بود که ادامه داد: پدر من در آن لحظه وحشتناک ، با فدا کردن جانش پیش مرگ مادرم شد و او را نجات داد.
این صادقانه ترین و بی ریاترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود

[ 14 May 2012 ] [ 22:14 ] [ رها ] [ ]

فرض کنید زندگی همچون یک بازی است. قاعده این بازی چنین است که بایستی پنج توپ را در آن واحد در هوا نگهدارید و مانع افتادنشان بر زمین شوید. جنس یکی از آن توپ ها از لاستیک بوده و باقی آنها شیشه ای هستند. پر واضح است که در صورت افتادن توپ پلاستیکی بر روی زمین، دوباره نوسان کرده و بالاخواهد آمد، اما آن چهار توپ دیگر به محض برخورد ، کاملا شکسته و خرد می شوند. او در ادامه می گوید : آن چهار توپ شیشه ای عبارتند از خانواده، سلامتی، دوستان و روح خودتان و توپ لاستیکی همان کارتان است. كار را بر هیچ یك از عوامل فوق ترجیح ندهید، چون همیشه كاری برای كاسبی وجود دارد ولی دوستی كه از دست رفت دیگر بر نمی گردد، خانواده ای كه از هم پاشید دیگر جمع نمیشود،‌ سلامتی از دست رفته باز نمی گردد و روح آزرده دیگر آرامشی ندارد...
[ 13 May 2012 ] [ 10:36 ] [ رها ] [ ]

تمام بدبختی های ادم مال این دو کلمه است یکی"داشتن" یکی"خواستن".

"داشتن" او را محافظه کار می کند."خواستن" او را ذلیل می کند و چاپلوس و متملق و ترسو.نداشتن و نخواستن هردو رویین تنش می کنند...

بسیار کمتر از انچه می دانیم می اندیشیم؛بسیار کمتر از انچه دوست داریم می دانیم و بسیار کمتر از انچه باید دوست داشته باشیم دوست داریم!

انسان به میزانی که به مرحله انسان بودن نزدیکتر می شود احساس تنهایی بیشتری می کند.

انسان با یک دست زندگیش را می سازد و با دست دیگر انرا ویران می کند.

دوستی یک حادثه است و جدایی یک قانون بیایید حادثه ساز قانون شکن باشیم.

انانی که بیشتر میفهمند بیشتر زجر می کشند و انانی که کمتر می فهمند بیشتر زجر میدهند خدایا می خواهم از زجر کشان باشم...

"من" و "خدا" و "عشق" این سه هرگز شکست نخواهند خورد.

انسان نطفه ای است میان دو بی نهایت؛بی نهایت لجن و بی نهایت فرشته

اسمم را پدرم انتخاب کرد و نام خانوادگیم را جدم دیگر بس است راهم را خودم انتخاب می کنم!

در دردها دوست را خبر نکردن خود یک عشق ورزیدن است.تقیه درد زیباترین نمایش ایمان است.

[ 13 May 2012 ] [ 10:34 ] [ رها ] [ ]


یک برنامه‌نویس و یک مهندس در یک مسافرت طولانى هوائى کنار یکدیگر در هواپیما نشسته بودند. برنامه‌نویس رو به مهندس کرد و گفت: مایلى با همدیگر بازى کنیم؟ مهندس که می‌خواست استراحت کند محترمانه عذر خواست و رویش را به طرف پنجره برگرداند و پتو را روى خودش کشید. برنامه‌نویس دوباره گفت:…
بازى سرگرم‌کننده‌اى است. من از شما یک سوال می‌پرسم و اگر شما جوابش را نمی‌دانستید ۵ دلار به من بدهید. بعد شما از من یک سوال می‌کنید و اگر من جوابش را نمی‌دانستم من ۵ دلار به شما می‌دهم. مهندس مجدداً معذرت خواست و چشمهایش را روى هم گذاشت تا خوابش ببرد. این بار، برنامه‌نویس پیشنهاد دیگرى داد. گفت: خوب، اگر شما سوال مرا جواب ندادید ۵ دلار بدهید ولى اگر من نتوانستم سوال شما را جواب دهم ۵٠ دلار به شما می‌دهم. این پیشنهاد چرت مهندس را پاره کرد و رضایت داد که با برنامه‌نویس بازى کند.
برنامه‌نویس نخستین سوال را مطرح کرد: «فاصله زمین تا ماه چقدر است؟» مهندس بدون اینکه کلمه‌اى بر زبان آورد دست در جیبش کرد و ۵ دلار به برنامه‌نویس داد. حالا نوبت خودش بود. مهندس گفت: «آن چیست که وقتى از تپه بالا می‌رود ۳ پا دارد و وقتى پائین می‌آید ۴ پا؟» برنامه‌نویس نگاه تعجب آمیزى کرد و سپس به سراغ کامپیوتر قابل حملش رفت و تمام اطلاعات موجود در آن را مورد جستجو قرار داد. آنگاه از طریق مودم بیسیم کامپیوترش به اینترنت وصل شد و اطلاعات موجود در کتابخانه کنگره آمریکا را هم جستجو کرد. باز هم چیز بدرد بخورى پیدا نکرد. سپس براى تمام همکارانش پست الکترونیک فرستاد و سوال را با آنها در میان گذاشت و با یکى دو نفر هم گپ ( chat ) زد ولى آنها هم نتوانستند کمکى کنند.
بالاخره بعد از ۳ ساعت، مهندس را از خواب بیدار کرد و ۵٠ دلار به او داد. مهندس مودبانه ۵٠ دلار را گرفت و رویش را برگرداند تا دوباره بخوابد. برنامه‌نویس بعد از کمى مکث، او را تکان داد و گفت: «خوب، جواب سوالت چه بود؟» مهندس دوباره بدون اینکه کلمه‌اى بر زبان آورد دست در جیبش کرد و ۵ دلار به برنامه‌نویس داد و رویش را برگرداند و خوابید.
[ 13 May 2012 ] [ 10:34 ] [ رها ] [ ]


زانوهامو بغل کرده بودمو نشته بودم کنار دیوار

دیدم یه سایه افتاد روم

سرم رو آوردم بالا

نگاه کرد تو چشمام، از خجالت آب شدم

تمام صورتم عرق شرمندگی پر کرد

گفت:تنهایی

گفتم:آره

گفت:دوستات کوشن؟

گفتم: همشون گذاشتن رفتن

گفتی: تو که می گفتی بهترین هستن!

گفتم:اشتباه کردم

گفتی: منو واسه اونا تنها گذاشتی

گفتم:نه

گفتی:اگه نه،پس چرا یاد من نبودی؟

گفتم:بودم

گفتی:اگه بودی،پس چرا اسمم رو نبردی ؟

گفتم:بردم، همین الان بردم

گفتی:آره،الان که تنهایی،وقت سختی

گفتم:…..(گر گرفتم از شرم-حرفی واسه جواب نداشتم)

-سرمو انداختم پایین-گفتم:آره

گفتم:تو رفاقتت کم آوردم،منو بخش

گفتی:ببخشم؟

گفتم:اینقدر ناراحتی که نمی بخشی منو؟ حق داری

گفتی:نه! ازت ناراحت نبودم! چیو باید می بخشیدم؟

تو عزیز ترینی واسم،تو تنهام گذاشتی اما تنهات نذاشته بودمو نمی ذارم

گفتم:فقط شرمندتم

گفتی:حالا چرا تنها نشستی؟

گفتم:آخه تنهام

گفتی:پس من چی رفیق؟

من که گفتم فقط کافیه صدا بزنی منو تا بیام پیشت

من که گفتم داری منو به خاطر کسایی تنها می ذاری که تنهات می ذارن

اما هر موقع تنها شدی غصه نخور،فقط کافیه صدا بزنی منو

من همیشه دوست دارم،حتی اگه منو تنها بزاری،

همیشه مواظبت بودم،تو با اونا خوش بودی،منو فراموش کردی تو این خوشی

اما من مواظبت بودم،آخه رفیقتم،دوست دارم

دیگه طاقت نیاوردم،بغض کردمو خودمو اینداختم بغلت،زار زدم،گفتم غلط کردم

گفتم شرمنده ام،گفتم دوست دارم،گفتم دستمو رها نکن که تو خودم گم بشم

گفتم دوست دارم…

گفتم: داد می زنم تو بهترین رفیقیییییییییییییییی

بغلت کردم گفتم:تو بن بست رفیقی

یک کلام،خدا تو بهترینی...

[ 13 May 2012 ] [ 10:24 ] [ رها ] [ ]

پسر کوچکی وارد مغازه ای شد، جعبه نوشابه را به سمت تلفن هل داد. بر روی جعبه رفت تا دستش به دکمه های تلفن برسد و شروع کرد به گرفتن شماره. مغازه دار متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش می داد.

پسرک پرسید: «خانم، می توانم خواهش کنم کوتاه کردن چمن های حیاط خانه تان را به من بسپارید؟»

زن پاسخ داد: «کسی هست که این کار را برایم انجام می دهد.»

پسرک گفت: «خانم، من این کار را با نصف قیمتی که او می دهد انجام خواهم داد.»

زن در جوابش گفت که از کار این فرد کاملا راضی است.

پسرک بیشتر اصرار کرد و پیشنهاد داد: «خانم، من پیاده رو و جدول جلوی خانه را هم برایتان جارو می کنم. در این صورت شما در یکشنبه زیباترین چمن را در کل شهر خواهید داشت.» مجددا زن پاسخش منفی بود.

پسرک در حالی که لبخندی بر لب داشت، گوشی را گذاشت. مغازه دار که به صحبت های او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: «پسر…، از رفتارت خوشم آمد؛ به خاطر اینکه روحیه خاص و خوبی داری دوست دارم کاری به تو بدهم.»

پسر جوان جواب داد: «نه ممنون، من فقط داشتم عملکردم را می سنجیدم. من همان کسی هستم که برای این خانم کار می کند.»

[ 13 May 2012 ] [ 10:14 ] [ رها ] [ ]
دست هایت برای بوسیدن است

بانوی من

اردی_بهشت های سخت بی لبخند تو اردی _ جهنم میشد

حالا بخند

حالا که روزگار هنوز که هنوز است میخواهد کمرت را خم کند و تو باز مردانه ایستاده ای

پاهایت لیاقت فرش بهشت را دارد

و در دلت آسمان جاری ایست

تمام پناه من

چه شبها که گریستی و من ندیدم

چه شبها که دیدم و نفهمیدم

و چه شبها که ندیم و نفهمیدم

اما هنوز لبخند توست که دنیا را شکوفه باران میکند

میان این همه سختی که به جانت ریخته ام

و به جانت ریخته ایم

بخند

که من شبیه توام و بی لبخندت ابر بهاری

همه چیز با تو همیشه آرام است

که شراب با تو حلال است و آب بی تو حرام

مادرم....

میــــــــــــــــــلاد باسعـــــــــــادتـــــ حضــــرتــــــــ زهــــــــــــرا(س)

و روز مـــــــــــــــــــــــــــــــــــادر مبــــــــــــــــــــــــــــارک...

[ 13 May 2012 ] [ 10:9 ] [ رها ] [ ]

هر كه هستید و هر كجا زندگی می كنید، آرامش را به زندگی خویش دعوت كنید و آن را در ذهن خود جایگزین سازید.

اگر كلام و رفتار شما قرین آرامش باشد، بدون شك این ویژگی به دنیای اطراف شما نیزسرایت خواهد كرد. به خاطر داشته باشید برای رسیدن به این وضعیت، لازم است برخی قابلیت های و یژه را در خود پرورش دهید و شرایط خاصی را در زندگی خویش ایجاد نمایید. رعایت نكات زیر مقدماتی است كه به شما كمك می كند در این مسیر گام بردارید:


1)  یاد بگیرید كه گاه مسائل را رها سازید.

بدین معنا كه به هر مسئله ای دائما گره نخورید. وقتی همیشه و همه جا در فكر مسائل خود هستید و به مرور آنها می پردازید، در واقع همیشه بار اضافه ای را با خود حمل می كنید كه این خود سبب ایجاد اضطراب و استرس درشما می گردد. بیاموزید كه با یك ذهن رها و آزاد زندگی كنید. این امر به شما كمك می كند كه با هر محرك كوچك و یا مانع جزئی آشفته نشوید.

2) به خود و خدای خود ایمان داشته باشید.

اگر به خود و خدای خود ایمان داشته باشید، به راحتی از عهده مشكلات زندگی برخواهید آمد و ثابت قدم و مطمئن در راه رسیدن به اهداف خود گام خواهید برداشت.

3) مثبت اندیش باشید.

اگر دیدگاه مثبت اندیشی نداشته باشید، همه چیز می تواند بی فایده و بی ثمر باشد. داشتن نگرش مثبت و امید، بهترین سلاح در مقابل ترس و اضطراب است.

4) نسبت به انتظارات و برنامه ریزی های خود واقع بین و منطقی باشید.

توانایی های خود را در موقعیت های خاص بشناسید و نسبت به عدم توانایی ها و ضعف های خود واقع بین باشید. هرچقدر نگرش شما نسبت به مسائل زندگی منطقی تر باشد، به آرامش بیشتری دست خواهید یافت.

5) نسبت به انسان ها، عشق بی قید و شرط خود را نثار كنید.

شما می توانید از دوستان، هم اتاقی ها و هم كلاسی های خود شروع كنید. یاد بگیرید كه آنها را بدون قید و شرط  دوست بدارید، درمقابل ضعف های آنها صبور باشید وخطاها و اهمال كاری هایشان را ببخشید. هر چقدر نسبت به دیگران بخشش بیشتری داشته باشید احساس شادی و خرسندی بیشتری را تجربه خواهید كرد.

6) معنای فداكاری را لمس كنید.

دست بخشش داشته باشید ولی انتظار بازگشت نداشته باشید. دیگران را به شیوه خودشان خوشحال كنید. به افراد بی پناه ، یتیم و فقیر كمك كنید. برای آنهایی كه خواهان یاری شما هستند پشت و پناه باشید و بدون  آنكه منتی بر آنها نهید تكیه گاهشان باشید. هرچقدر بیشتر ببخشایید، از الزامات و قید و بندها بیشتر رها خواهید شد.

7) افكار خود را بازسازی كنید.

در افكار و عقاید خویش نسبت به شخص خود، بازنگری كنید. بیاموزید در مقابل خویشتن صبور باشید و ارزشها، استعدادها و مهارت های خود را ارج نهید. خود را بدون هیچ قید و شرطی دوست بدارید. هرگونه ترس و تردید غیرمنطقی كه در مورد خود دارید، كنار بگذارید. اگردیدگاه مثبت و سالمی را در مورد خود داشته باشید یاد خواهید گرفت كه خود را بدون قید و شرط قبول داشته باشید.

[ 13 May 2012 ] [ 9:59 ] [ رها ] [ ]


درآن سراي كه زن نيست،انس وشفقت نيست     در آن  وجود كه دل مرد،مرده است روان

به هيج مبحث و ديباچه‌اي قضا ننوشت         براي  مرد   كمال   و    براي    زن   نقصان

اگر  فلاطن  و   سقراط  بوده اند  بـزرگ         بزرگ  بوده     پرستار      خردي     ايشان

به گاهواره  مادر ،به كودكي بس خفت         سپس به مكتب حكمت حكيم  شد  لقمان

وظيفه زن ومرداي حكيم داني چيست         يكي است كشتي وآن ديگري است كشتيبان

هميشه  دختر  امروز مــــادر فرداست         ز مـــــــــادر   است  ميسّر،  بزرگي پسران

زني  كه  گــــوهر تعليم و تربيت نخريد         فروخت   گوهر    عمر    عـــزيـــز   را   ارزان

نه بانوست كه خود را بزرگ مي‌شمرد         به   گوشواره   و   طوق   و   به  ياره مرجان

براي  گردن   و  دست  زن نكــو پروين         سزا   است   گوهر   دانش   نه  گوهر  الوان
[ 11 May 2012 ] [ 17:22 ] [ رها ] [ ]

[ 11 May 2012 ] [ 16:39 ] [ رها ] [ ]

درباره وبلاگ

من نمي‌گويم درين عالم
گرم پو، تابنده، هستي بخش
چون خورشيد باش
تا تواني،
پاك ، روشن،
مثل باران،
مثل مرواريد باش


اگر قرار باشد،همه پرنده ها به اميد دانه اي راحت تر ،آشيانه خود را ترك كنند
ديگر چه كسي خبر بهار را به باغ خواهد برد


سلام این وبلاگ رو وقتی مجرد بودم آغاز کردم من رهاهستم همدانی هستم و خداوند و شاکرم که به من لطف کرد و بهترین همسر دنیا رو به من داد همسرم سیاوش
اون مردیه که همیشه منو به رویاهام می رسونه
از شب عروسیمون راهی آلمان شدیم
ساکن شهر لایپسینگ هستیم
و مشغول به تحصیل هستم
و حالا همراه همسر خوبم می نویسم
و وبلاگ مشترک زندگیمون شده

دوستای خوبم همیشه شاد و رها باشید
باور کنید زندگی خیلی خیلی زیباست
حتی تلخیهاش و نامرادیهاش
به امید شاد و سلامتی دوستان خوبم

هواي تازه تر مي خوام،عاشقه بنفشه هام
امکانات وب





ابتدا نيت كنيد

سپس براي شادي روح حضرت حافظ يك صلوات بفرستيد

.::.حالا كليد فال را فشار دهيد.::.

براي گرفتن فال خود اينجا را كليك كنيد